1242، بدانها جواب گفت. از ساير آثار اوست مقدمهاي بر مابعدالطبيعة؛ رسالهاي صوفيانه به نام أسرار الحكمة المشرقية، و رسالهاي در موسيقي به نام كتاب اﻷٴدوار المنسوب.
ح. مسلمانان شرقي
زرنوجي
برهانالدين زرنوجي، در حدود 1203، برآمد. مربي مسلمان. در حدود 1203، كتابي در مقدمات فلسفه تأليف كرد به نام تعليم المتعلم، كه با توجه به نسخههاي خطي آن رواج فوقالعادهاي يافت. در دوران سلطنت مراد سوم (پادشاه عثماني از 1574 تا 1595)، شخصي به نام ابن اسماعيل، يا نوئي (1587 ـ 1588)، بر آن شرحي نوشت. تعليمالمتعلم به تركي ترجمه شد.
آمِدي
ركنالدين ابو حامد محمد بن محمد آمدي (يا عميدي؟، عميد به معني رئيس و آمد شهري است قديم، معادل دياربكر در دجلهٴ عليا) سمرقندي در سمرقند زاده شد؛ در 1218، در بخارا، وفات يافت. فقيه حنفي. رسالهاي در باب عالم اصغر و عالم اكبر نوشت، و آن را به صورت اقتباس عربي از ترجمهٴ فارسي يك اثر سانسكريتي به نام امريتهكُنده1 تأليف بهوكره2 معرفي كرد. (من اين موٴلف را نميشناسم، ولي عنوان سانسكريتي كتاب موجه است و به معني جام شهدآگين). اين اقتباس، كتاب مرآة(حياة) المعاني في ادراك عالَم اﻹنساني نام دارد و ابن عربي آن را شرح كرده است. آمدي، كتابي هم در علم مناظره نوشت به نام كتاباﻹرشاد كه شهرت زيادي يافت. بايد از كتاب ديگر او هم ذكري بكنم كه در باب طلسمات و به نام حوضالحياة است.
عبداللطيف
موفقالدين ابو محمد عبداللطيف بن يوسف بن محمد بن علي بغدادي، معروف به ابن اللباد (پسر نمدمال) دانشمند، فيلسوف، پزشك و جامعالعلوم مسلمان. در 1162، در بغداد زاده شد؛ در 1231، در همان جا درگذشت. در بغداد تحصيل كرد؛ در 1189 ـ 1190، به موصل رفت و يكچند نزد كمالالدين بن يونس تحصيل كرد؛ اندكي پس از فتح بيتالمقدس به دست صلاحالدين (1187)، از آن جا ديدار كرد، و از او مقام امامت مسجد اعظم دمشق را يافت. پس از مرگ صلاحالدين (1193)، به مصر رفت و در الازهر به تدريس پرداخت؛ و با ابن ميمون آشنايي يافت. بعدها در 1207 ـ 1208، در عزيزيهٴ دمشق تدريس كرد.